نویسنده: محمد یاری
توضیح: عنوان ها از GSA Business Development اقتباس شده است.
ایجاد کسب و کار با نگهداری و توسعه ی آن بسیار متفاوت است! اگر بخواهم مثال ساده و ملموسی در این زمینه بیاورم می گویم به روابط اطرافتان با دقت نگاه کنید. ایجاد رابطه بین دونفر چه مقدار زمان می برد؟ حالا بگویید چند نفر از اطرافیان شما قدرت حفظ و نگهداری روابط خود را در طولانی مدت دارند؟ (روابط کاری، عاطفی، استراتژیک و هرگونه رابطه ای در این مثال قرار می گیرد)
در زیر می خواهم به 21 نکته ی کوتاه اما مفید برای توسعه کسب و کار اشاره کنم.
(اینکه چرا 21 نکته، اهمیت زیادی ندارد. شاید عنوانی از این قبیل برای خوانندگان جذابیت بیشتری ایجاد کرده که هم اکنون شما در حال خواندن این متن هستید!)
- اهداف رشد را سالانه طراحی کنید اما ماهانه چک و مرور کنید.
کسی که نمیداند هدفش چیست چطور می تواند به آن دست یابد؟
عدم تعیین و مشخص سازی اهداف، اولین نقطهی شکست در هرگونه اقدام جدی می باشد. مشخص نبودن اهداف در کسب و کار باعث می شود تا با هر سیگنال بازار دچار رفتارهای احساسی و بدون منطق شویم و برمبنای گفته ها و شنیدههای اطرافیان اقدام به ایجاد محصول جدید یا ترک بازار و محصولات قبلی نماییم. این مدل رفتار مدیریتی درست شبیه حرکت برگی در باد می ماند. توسعهی کسب و کار علاوه بر تداوم و ثابت قدم بودن، در وهلهی اول نیاز به وجود طرح و برنامه دارد. اهداف بلند مدت، چراغ راه و مشخص کنندهی اهداف میان مدت و کوتاه مدت خواهند بود.
- به هریک از بخشهای بازار خود نگاه کنید.
- آیا احتمال رشد یا انقباض در بخشهای مد نظر شما وجود دارد؟
- آیا قوانین و مقرارت دولتی اخیرا وضع شده که فعالیت شما در بخشهای خاصی از بازار را تسهیل کرده و یا مشکل سازد؟
- آیا رقبا و مشتریان می توانند در بخشهای خاصی از بازار برای شما تهدید یا فرصت ایجاد کنند؟
- آیا نقاط ضعف و قوت شما در تمام بخش های بازار یکسان است؟
- آیا دسترسی به منابع خاصی دارید که امکان فعالیت شما در Segment مشخصی از بازار را ساده تر نماید؟
پاسخ به سوالهای بالا در ظاهر ساده به نظر می رسند اما با مقداری تامل می توان به این نتیجه رسید که موفقیت و شکست بسیاری از افراد بستگی به پاسخ های دقیق یا الابختکی به همین دست سوالات دارد.
- کشف کنید چرا مشتریان باید از شما خرید کنند.
بیایید حداقل با خودمان صادق باشیم! هرچند همهی ما دروغ گفتن را امری ناشایست و ناپسند میدانیم ولی دروغ گفتن به خودمان دیگر هیچ گونه توجیه منطقی و عقلانی ندارد!
چرا باید مشتریان یک کالا یا خدمات خاص، از ما خرید کنند؟
آیا آنها عاشق چشم و ابروی ما هستند؟
آیا از ما می ترسند و مجبور به خرید می شوند؟
آیا خرید کردن از ما باعث رستگاری آنها در دنیا و آخرتشان می شود؟
همه ی گزینه ها؟
جدا از شوخی، واقعا چرا باید مشتریان از ما خرید کنند؟ کالا یا خدمات ما چه مزایای افزوده ای به نسبت رقبا برای آنها دارد؟ ما چطور می توانیم به حفظ منابع آنها کمک کنیم؟
سوالات فوق بسیار مهم هستند.
اغلب ما و حتی خود مشتریان به غلط تصور می کنیم که آنها دنبال خرید کالا یا خدمات خاصی هستند!
|
هر زمان که انسان به چیزی احساس نیاز می کند، عدم رفع آن نیاز باعث ایجاد حس بد می شود. مثلا نیاز آب و غذا اگر رفع نشود بدترین حسهای تشنگی و گرسنگی را در ما پدید می آورد. اگر مشتری به شما مراجعه کرده قبل از اینکه فکر کنید چطورکالا و خدمات خود را به او بفروشید، بیاندیشید که چگونه می توانید در او حس خوبی ایجاد کنید. بیزینس های موفق توانسته اند این کار را به بهترین نحو ممکن انجام دهند.
- بررسی کنید که مشتریان برای کسب اطلاعات از کالا یا خدمات شما به چه منبع اطلاعاتی مراجعه میکنند.
امروزه اینترنت و دسترسی به اطلاعات آزاد باعث شده مشتریان امکان مقایسهی طیف وسیعی از نیازهای خود را از حیث کیفیت و قیمت با هم داشته باشند. وبسایتها و شبکههای اجتماعی زیادی هستند که امکان مقایسه محصولات را برای مشتریان فراهم میکنند. سعی کنید در این چهارراه های اطلاعاتی خود را Bold کرده و به چشم بیایید!
از هزینه کردن نترسید. گاهی گذاشتن یک بنر تبلیغاتی در یک سایت ارزیابی و مقایسهی پربازدید، می تواند فرایند فروش و سودآوری شرکت شما را به شدت افزایش دهد.
فراموش نکنید اطلاعات شمشیر دولبه هستند. همان قدر که میتوانند مانند یک پرتابگر برای کسب و کارتان باشند به همان میزان درصورتی که علیه شما استفاده شوند مخرب خواهند بود. تبلیغات فقط وجه مثبت ندارد. گاهی یک محصول یا حتی خود کمپانی، سوژهی جوک و خندهی مردم می شود. در شرایط اقتصاد آزاد و رقباتی چنین کمپانی هایی حتی یک روز هم امکان بقا نخواهند داشت.
(قطعا در ذهنتان مثال های بسیاری دارید!)
- هزینه ی مارکتینگ محصولات خود را ارزیابی کنید.
خیلی اوقات به غلط از واژهی بازاریابی برای Marketing استفاده می شود. مارکتینگ یک مفهوم بسیار گسترده و عمیق است و نباید آنرا به بازاریابی خلاصه نمود یا تقلیل داد.
چون این مبحث بسیارطولانی است پیشنهاد می کنم در این زمینه از خواندن کتاب ها و مقالات غافل نشوید.
به نظرمن درک صحیح واژگان کسب کار، قدم اول برای ورود به هر کسب و کاری است.
(اگر در ابتدای راه هستید به مرور به اهمیت این موضوع پی خواهید برد.)
- چه کارهایی را خودتان می توانید انجام دهید و چه کارهایی نیاز به مهارت های تخصصی دارد؟
در مدیریت کسب و کار مفهوم مهمی وجود دارد که به آن هزینه فرصت (opportunity cost) میگوییم. به زبان ساده، هزینه فرصت آن مقدار هزینهای است که ما با از دست دادن یک فرصت به خود تحمیل میکنیم. مثلا ممکن است مدیرعامل یک شرکت بتواند خودش طراحی سایت شرکتش را انجام دهد. یا قطعا بتواند آشپزی کرده و محل کار خود را هم نظافت کند. این مدیرعامل توانا همچنین بتواند به جای خبرکردن یک تعمیرکار شوفاژ، خودش سیستم گرمایشی را نیز تعمیر کنید! بیایید به اطرافمان دقیقتر نگاه کنیم. افراد زیادی توانایی ها و مهارت های زیادی دارند اما آیا این دلیل خوبی است که خودمان تمام کارها را انجام دهیم؟
به مدیرعامل ذکرشده در مثال باز میگردم. او با اختصاص زمان کاری خود به وظایف تخصصی اش می تواند سود بسیار بیشتری عاید خود و شرکتش کند تا اینکه برای صرفه جویی در هزینه ی استخدام یک تایپیست، ساعت های زیادی را صرف تایپ کردن مستندات شرکتش کند!
هرچند این روش می تواند نتایج فاجعه بار دیگری هم به همراه داشته باشد.
اگر مدیرعامل عزیز فقط در حد تصوراتش متخصص در زمینهی تعمیرات شوفاژ باشد و ناخواسته باعث انفجار موتورخانه شود چه مقدار هزینه به شرکت تحمیل خواهد کرد؟
|
- یک پلن طراحی کنید.
این نکته حتی برای کسب و کارهای بسیارکوچک هم صادق است:
برای اینکه بدانید چه فعالیت های کلیدی باعث امکان ایجاد محصولات جدید می شود قطعا نیاز به طرح و برنامه دارید.
اغلب اوقات تفاوت آنچه در ذهن ما وجود دارد با آنچه در واقعیت صادق است، بسیار زیادتر از تصوراتمان خواهد بود. ما انسان ها عموما توهم همه چیز دانی و تسلط بر تمام شرایط در تمام زمان ها را داریم. اما همیشه در زندگی، بهای زیادی پرداخت میکنیم تا بفهمیم نمیشود بدون یک نقشهی از پیش مشخص شده و کاملا چک و اصلاح شده، موفقیتهای مداوم کسب کرد.
هرچند بخش زیادی از زندگی بر مبنای شانس و احتمالات پیش می رود اما فضاپیمای آپولو11 به صورت شانسی روی ماه فرود نیامد و هیتلر به صورت شانسی در جنگ دوم جهانی شکست نخورد!
- بازگشت سرمایه را برای تمام متودهای مارکتینگ، حیطهی محصولات و بخشهای بازار مشخص کنید.
مفهوم ROI (Return on Investment) یا همان بازگشت سرمایه برای همهی ما آشناست. اما نحوه ی صحیح محاسبهی آن جزو تخصصی ترین کارهاییست که فقط کارشناسان متخصص و با سابقه در حوزهی همان کسب و کار (یا کسب و کارهای مشابه) امکان آن را دارند.
|
به بند سه مراجعه کنید و با صدای بلند بگویید که قصد دروغ گفتن به خودتان را ندارید.
برای محاسبهی نقطهی بازگشت سرمایه باید به کلیهی محاسبات هزینه های آشکار و پنهان، هزینه های فرصت و ریسک و اکثر متغییر های صنعت و بازار مسلط باشید. فقط در این هنگام می توانید نرخ بازگشت سرمایه خود را دقیق محاسبه کنید.
اگر نرخ ROI کسب و کارتان با نرخ تورم کشور همخوانی نداشته باشد در واقع شما یک بازنده ی بزرگ خواهید بود. زیرا هم سرمایه ی مالی خود را تلف کرده اید هم عمر ارزشمندتان را!
برای مثال اگر نرخ تورم در کشور به صورت سالانه 40درصد و بازگشت سرمایه اولیهی شما 2 ساله باشد بهتر است در خانه نشسته فیلم و سریالهای آبکی شبکههای نمایش را ببنید و تخمه مغز کنید. هر از چندگاهی کنار پنجره یک عکس سلفی هم بگیرید و با چند بیت شعر در شبکه های مجازی نشر دهید. در غیر اینصورت پس از ورشکستگی و از دست دادن زندگیتان ناچار به همین کار خواهید شد.
- در موارد ضروری از مشاورههای تخصصی استفاده کنید.
هیچ کس در جهان وجود ندارد که همه چیز را بداند یا به یک اندازه بداند!
از گرفتن مشاوره نترسید. این کار نهتنها وجاهت و ابهت شما را کم نمی کند بلکه نشان دهندهی درک و فراست شماست. در تمام موارد تخصصی و مهم از مشاوران متخصص و متعهد کمک بگیرید و اطلاعات اخذ شده را با هم مقایسه و در نهایت بهترین آنها را بسته به شرایط خودتان انتخاب و اجرایی کنید.
|
- شما باید به عنوان یک متخصص و فرد پیشرو در حرفه ی خود شناخته شوید.
در راستای همین بند باید بگویم اگر من قصد نداشتم یک متخصص و مشاور حرفهای در زمینهی کسب و کار باشم هرگز به خودم زحمت نگارش این متن را نمیدادم! برای اینکه بتوانید مشاور کسب و کار حرفهای باشید باید سالهای زیادی مطالعه و تحقیق کرده و از نزدیک با کسب و کارهای بزرگ و کوچک در ارتباط باشید. مشکلات کارآفرین ها را بشناسید. قوانین دولتی را مطالعه و در راستای کسب و کار مورد نظر ارزیابی کنید. اشتراک مجلههای اقتصادی را داشته باشید و بازارهای کلاسیک و مدرن را بشناسید. درست است که همیشه غافلگیری وجود دارد اما کسی که هنگام پرواز، چتر نجات به همراه داشته باشد خیلی کمتر از مسافر عادی از خبر سقوط قریب الوقوع هواپیمایش غافلگیر می شود! اگر این فرد مهارت های زندگی در شرایط سخت و مسیریابی بدون تجهیزات و کمی هم کمک های اولیه بلد باشد بی تردید بعد از سقوط شانس زنده ماندن بسیار بیشتری خواهد داشت.
|
- در مباحث مربوط به حوزهی تخصصی کسب و کار خود شرکت کنید.
اگر دسترسی به فضاهای فیزیکی مناسب برای گفتگو در حوزهی کسب و کار ندارید باید بگویم تعداد زیادی فروم (انجمن های اینترنتی) و گروه در شبکههای اجتماعی مانند لینکدین، توییتر و بسیاری از پیامرسانها وجود دارد که می توانید از آنها برای بحث و تبادل نظرهای علمی و فنی استفاده کنید. امروزه راههای بسیاری زیادی برای دیده شدن وجود دارد. قابل مشاهده باشید و به عنوان کسی که به سایرین کمک می کند یا اطلاعات خود را به اشتراک می گذارد شناخته شوید. زمان مخفی کردن اطلاعات گذشته است. هرچند به لطف اینترنت و دستاوردهای آن، هیچ اطلاعاتی برای مدت طولانی پوشیده نخواهد ماند اما متاسفانه هنوز افرادی وجود دارند که گمان می کنند برای حفظ و بهره برداری از اطلاعات باید آنها را مخفی نمود. اطلاعات مانند انرژی است. زمانی معنای و مفهوم قابل درک خود را پیدا می کند که در جریان باشد.
وقت خود را هوشمندانه مدیریت و بحث هایی را انتخاب کنید که مهارت های شما را برای افرادی که ممکن است خدمات شما را بخواهند یا توصیه کنند، به نمایش بگذارد. مشتری های چه مستقیم چه غیر مستقیم، قبل از هرگونه فرآیند خرید راجع به تامین کنندگان و ارائه دهنده گان کالا یا خدمات مورد نیاز خود تحقیق می کنند. دیگر زمان تبلیغاتی که در آن بگویید ما بهترین هستیم به سر آمده. بسیاری از مشاوران به لزوم تبلیغات برای توسعه ی کسب و کار اشاره میکنند اما به شما نمی گویند چه مدلهایی از تبلیغات، اساسا ضد تبلیغ هستند! به عنوان کسی که مدیریت یک مجموعهی تبلیغاتی را نیز به عهده داشتهام باید بیان کنم دیدن بسیاری از کلیپ های تبلیغات اینترنتی و حتی فعالیت های انجام شده در تبلیغات محیطی فقط افسوس مرا به همراه دارد. زیرا نتنها باعث هیچگونه افزایش فروش یا توسعهی برند برای سفارش دهندهی آن نمی شود بلکه صرفا با اتلاف هزینه باعث بی اعتمادی فعالین اقتصادی به کلیت تبلیغات می گردد.
|
ابتدا خودتان و مجموعه کاریتان را متخصص کنید سپس این واقعیت را به نمایش بگذارید که از رقبایتان کاربلدتر و حرفه ای تر هستید. تبلیغات خود به خود انجام می شود اگر شایسته و شاخص و البته در چشم باشید.
- روی وبسایتتان کار کنید.
به ویترین خود توجه زیادی کنید. ویترین یک کسب و کار وبسایت آن است!
بسیاری از وبسایت ها، طراحی قدیمی و خسته کننده ای دارند و صرفا مثل یک بروشور عمل می کنند. بعضی اوقات تصور میشود یک وبسایت خوب باید بسیار شلوغ و پر از بنرها و تصاویر متحرک باشد. چیزی که قطعا باعث سردرد و سردرگمی مشتری خواهد شد این است که وبسایتتان نیازبه دفترچه ی راهنما داشته باشد!
وبسایت ها صرفا بیلبردهای دیجیتال نیستند. وبسایت نوعی از فضای زندگی روزمره ی ماست. این فضا باید مانند فضاهای فیزیکی دارای مولفه ها و ویژگی های گوناگون و متنوعی باشد.
پویایی، کارایی در عین سادگی، تنوع متعادل محتوا، امکان برقراری ارتباط مستقیم با مشتریان، تعدادی از ویژگی های یک وبسایت خوب هستند.
- قبل از آنکه قطار شبکه های اجتماعی ایستگاه شما را ترک کند سوار آن شوید!
رسانه های جدید برخلاف رسانه های قدیمی، دوطرفه هستند. این امکان به ظاهر ساده تحول عظیمی در ارتباطات ایجاد نموده است. برقراری ارتباط دوطرفه نهتنها امکان رسیدن صدای مشتری را برای شما فراهم کرده بلکه باعث ایجاد حق اظهار نظر برای مشتری شده است تا محصولات و کالاهایی که میخرد را خصوصی سازی کند.
شبکه های اجتماعی بیشتر از آنچه که شما فکر می کنید مهم هستند. امروزه ما در شبکه های اجتماعی کمترین فاصله ها را در گفت و شنود طی می کنیم. پیام ها در کسری از ثانیه رد و بدل شده و تاثیر خود را به جا می گذارند.
اگر در این زمینه به قدر کافی تخصص و مهارت ندارید یک مشاور استخدام کنید. هرچند پیشنهاد می کنم به دلیل اهمیت بیش از حد ارتباطات، خودتان هم در دوره های تخصصی مدیریت و استراتژی های شبکه های اجتماعی شرکت کنید.
- مشاور باشید نه فروشنده
برخلاف تصور، هیچ خریداری از اینکه فقط چیزی به او فروخته شود خوشش نمی آید. مردم دوست دارند به آنها مشاوره بدهید و راهنماییشان کنید. از اینکه برایشان وقت بگذارید احساس رضایت بیشتری می کنند تا اینکه صرفا یک کالا با قیمت خوب خریداری کرده باشند. فراموش نکنید احساس خوب ناشی از مشاوره و راهنمایی که شما به مشتریانتان می دهید، ماندگاری بسیار بیشتری در ذهن ایشان ایجاد می کند تا حس رضایت از خرید کالا.
- هرروز یک کار جدید اما مرتبط با کسب و کارتان انجام دهید.
درجا زدن و روی مسیرهای قبلی حرکت کردن نمیتواند امنیت و ثبات اقتصادی شما را تضمین کند. ما در جهانی زندگی میکنیم که در بسیاری از وجوه خود از جمله کسب و کار، یک جنگ هر روزه است. بیایید بی تعارف صحبت کنیم. در روزگار ماقبل تاریخ، انسان ها با کمک ابزار های اولیه (چوب و چماغ و نیزه های سنگی) که برای سایر موجودات و حتی انسان های قبایل دیگر، جدید و ناشناخته بود بر آنها تلسط می یافتند. اکنون هم تفاوت زیادی با آن دوران ندارد. اقتصاد به نوعی جنگ بین انسانها تبدیل شده و متود های جدید کسب و کار می تواند نقش همان ابزارهای ناشناخته ی نخستین را بازی کند. استفاده از متودهای تکراری باعث از بین رفتن مزایای نسبی شما ودر نهایت سقوطتان می گردد.
مطمن شوید همکارانتان در این باور با شما همنظر هستند. برای کسب و کار خود بدون شک نیاز به بخش تحقیق و توسعه دارید! واحد تحقیق و توسعه یا همان R&D جزو لاینفک کسب و کارهای امروزی ست. خواه بزرگ مقایس باشید خواه کوچک مقیاس، خواه محصولات و خدمات پایه تولید کنید خواه یک استارتآپ با محصولات دانشبنیان باشید شما نیاز به وجود واحد تحقیق و توسعه و یا حداقل تفکر آن در سازمانتان دارید.
- به محتوا فکر کنید نه تبلیغات.
محتوا چیزی است که مشتریان را به سمت شما جذب می کند نه تبلیغات!
یک محتوای خوب مانند یک گل خوش بو می تواند نظر آدمها را در هر مکانی و هر حس و حالی به خود جلب کند. مردم آنقدر بیکار نیستند که زمان خود را صرف خواندن تعریف از خودهای ما کنند! آنچه باعث میشود وبسایت ما توسط مردم به هم معرفی شود فقط یک چیز است:
“اشتیاق ناشی از مواجه با محتواهای جذاب”.
اطلاعات مربوط به حوزه ی فعالیت خود را به اشتراک بگذارید. مانند یک مجلهی سرگرمی از زبان ساده استفاده کنید. به قول یکی از دوستانم سعی نکنید هانکشن فانکشن باشید! (هانکشن فانکشن معنی خاصی ندارد. اشاره ی طنزآمیز دوستم به کسانی که از اصطلاحات سخت و پیچیده ی نامانوس استفاده می کنند تا در ذهن دیگران از خود یک کارشناس خبرهی باسواد بسازند)
صمیمی بودن و ساده حرف زدن ابدا به معنی بی سواد بودن نیست. حداقل اکنون دیگری کمتر انسان عاقلی گول کسانی را میخورد که عامدانه، پیچیده و نامانوس حرف می زنند.
- امکان به اشتراک گذاری دانشتان را فراهم کنید.
لابد فکر میکنید همینکه محتوای مورد نظر خود را تولید کرده و در فضای مجازی مربوط به خود انتشار دهید کار تمام شده!
ابدا اینطور نیست.
میلیاردها صفحه در فضای اینترنت وجود دارد و از آن بدتر میلیونها صفحه هر روز به آن اضافه می شود. درصورتی که در موتورهای جستجو (که البته پادشاه آنها گوگل است) جایگاه مناسبی نداشته باشید و اصطلاحا برای CEO وقت و هزینهی کافی صرف نکرده باشید، شما هرگز دیده نخواهید شد. درست مثل مغازه داری که بهترین اجناس و قیمت ها را دارد اما در مکانی از بازار قرار گرفته که رهگذران اصلا از آنجا عبور نمی کنند.
تکنیک های بسیاری برای افزایش رتبه ی شما در جستجوها (چه در وب چه در شبکه های اجتماعی) وجود دارد. آنها را بیاموزید و جدی بگیرید.
فیلسوفان زیادی در طول تاریخ وجود داشته اند اما فقط صدای آنهایی در به گوش ما رسیده که پول و جایگاه اجتماعی کافی و مطلوب برای دیده شدن داشته اند. درست مثل افلاطون که با ثروت خانوادگی و توصیه های دایی جانش توانست به شهرت و محبوبیت برسد! اگر فکر می کنید من بیش از حد بدبین هستم و حتی به فیلسوف مورد علاقه تان توهین کرده ام، در این رابطه کمی جستجو و مطالعه کنید.
- شبکه ی خود را بسازید.
شبکه سازی اولین اصل برتری بخش انسان نسبت به سایر حیوانات بوده است. ما توانستیم شبکه های اطلاعاتی و ارتباطی خود را داشته و به سایر شکارچیان غلبه کنیم و در نهایت سیاره را در تسخیر خود داشته باشیم.
چرا فکر میکنید این الگوریتم در مورد کسب و کار صادق نیست؟
شبکه ها چه مجازی باشند چه حقیقی قدرت و امنیت شما را بالا می برند. وجود یک آشنا در یک ادارهی دولتی را به خوبی درک کرده و کارکرد آنرا متوجه می شوید. اگر در هر محله یا شهری یک آشنا یا دوست قابل اتکا داشته باشید قطعا فرد قدرتمدی خواهید بود. سعی کنید دایره ی نفوذ خود را گسترش دهید. برای دیگران مفید باشید تا آنها هم برای شما مفید باشند.
|
- خودتان را به روز نگهدارید.
سرعت تغییرات دنیای مدرن بسیار زیاد است و به صوت تصاعدی رشد می کند. اگر یک ساعت را در کسب و کارتان از دست بدهید هرگز نمیتوانید تضمین کنید که آن یک ساعت قابل جبران باشد. کسانی که معامله گر بازارهای سرمایه هستند نه تنها یک ساعت بلکه ارزش یک دقیقه زودتر یا دیرتر را هم درک می کنند.
از رویه ها و روندها مطلع باشید. روزنامه ها و ژونال های تخصصی و رصد کردن دقیق مردم می تواند به شما اطلاعات خوبی در زمینه ی کسب و کارتان بدهد. اینکه جهت رشد و حتی انقباض یک بازار به کدام طرف است نه به طور ساده و قطعی اما به طور نسبی و کاربردی از حرکت مردم قابل استنتاج خواهد بود.
مدل های تصمیم گیری و ادراک انسان را فرا بگیرید.
اگر دقیق باشید و دوستان معامله گر یا اصطلاحا بنگاهدار داشته باشید به خوبی تصدیق خواهید نمود که این افراد در زمینه های روانشناسی و هوش اجتماعی بسیار پیشرفت کرده اند.
به معدل بالای کارنامه های تحصیلیتان دلخوش نباشید. دانشی که زندگی شما را می سازد درست در کف بازار قرار گرفته است.
|
- ببینید چه کسانی قبل از شما به مشتریانتان می رسند.
بین شما و مشتریانتان چه کسانی قرار گرفته اند؟
اینفلونسرها، واسطه ها، افراد سرشناس یا مشاوران؟ مهم نیست پاسخ به این سوال چه باشد. مهم این است که شما بتوانید با آنها اتحاد استراتژیک ایجاد کنید. از دادن پورسانت به کسی که مشتری به شما معرفی می کند دریغ نورزید. جبران لطف افراد اگر واضح و مشخص نباشد طبعا آنها لطفشان را تکرار نخواهند کرد. یاد بگیرید که در جای درست هزینه کنید.
گمان نکنید اینکار نوعی رشوه دادن یا عملی غیر اخلاقی است. البته به شرط اینکه این هزینه را از جیب مشتری نپردازید! بخشی از سود فروشتان را با واسطه ها به اشتراک بگذارید و سخاوتمندانه رفتار کنید.
|
- کسب و کار رابطهای طولانی مدت است نه یک خودنمایی و لذت کوتاه مدت.
قبلا گفته ام بازهم با تاکید می گویم:
موفقیت در کسب و کار یک شبه اتفاق نمی افتد.
باید روی آن تمرکز کرده و با صرف منابع و به کارگرفتن دانش کافی قدم به قدم پیش بروید. صبور باشید. هرگز یک درخت گردو به محض کاشته شدن گردو نمی دهد! کسب و کار شما درست مثل کشاورزی است. محصولات زود بازده عمر کوتاهی دارند و به سرعت از بین میروند. همینطور هر محصول جدید نیاز به طی مسیر از ابتدا دارد. درحالی که کاشتن درخت میوه هرچند در ابتدا بسیار زمان بر و هزینه بردار است اما در سالهای بعدی با کمترین مراقبت و هزینه بیشترین محصول را به شما میدهد.
نکاتی که در بالا گفته شد جامع و کامل نیستند و نگارنده هرگز ادعا نمی کند مانند چوب جادوگری خواهند بود اما بدون شک رعایت آنها تاثیرات شگرفی روی توسعه کسب و کارتان خواهد داشت.
لطفا از نظرات خود ما را بهرهمند سازید.
اشتراک مطلب با ذکر منبع مجاز است.